|
خزان چو شد گل عمر تـو ناگهان مادر گـریـست دیـده ز داغ تو بیامان مادر ز سوز سینـهام از غـم شـراره میبارد رسیـده شعله آهـم بــه کهکـشان مادر دگـر ز دیـدن گلها مرا نشاطی نیـسـت چو ماه روی تـو در خاک شـد نهان مادر تو زود رفتی و بعداز تو رفت شور و نشاط چـو آفتاب در این خانه از میان مادر بـرفت صـبر و قرار و شکیب از دل تنگ شـدی چـو عـازم گـلـخـانه جنان مادر فـراز تربـت پـاکـت چـو ابـر میگریم از آنکـه گـشته چو ویرانه آشيان مادر هزار خاطره هر لحظه دارم از تو به یاد تـحـمـل غــم هـجـرت نـمیتوان مـادر پـریـد از قفس جسم مرغ جان « شیدا » بـهـار زنـدگی افسـوس شد خـزان مادر
ساقه ای بودم، پیچیده بر آن قامت مهر ناتوان، نازک،
ترد تندبادی برخواست، تکیه گاهم افتاد برگهایم پژمرد چشمهایم نشد از گریه سبک بار هنوز تو گذشتی و شب و روز گذشت این زمان ها به امیدی که تو برخواهی گشت پای هر پنجره، مات می نشینم به تماشا تنها چشم ها دوخته ام بر در و دیوار هنوز به نشیب آمدم اینک زفراز به تو نزدیکترم، می دانم یک ، دوروزی دیگر، از همین شاخه لرزان حیات پرکشم سوی تو می آیم باز دوستت دارم بسیار هنوز . . . دوستت دارم بسیار هنوز . . . تقدیم به مادر عزیزم چشم هایت شعری ناسروده بود شنیدم و از بر کردم. دست هایت قصه ای نانوشته بود خواندم و باور کردم. قلبت آوازی نخوانده بود نشستم و ترانه سر کردم ای مادر ..................
مادر بهشت من همه آغوش گرم تست پیوسته درهوای توچشمم به جستجوست در خواب و خیال همه با توام هنوز دائم حریم قدس تو احساس میکنم موسیقی بهشت همانا صدای تست مادر به قصه های تو میخفت غصه ها با شادیت نبود غمی را مجال ایست صدقصه عشق بودی ومیخواندمت مدام ای سینه داشته سپر هر بلای من امروز هستیم به امید دعای تست این راز آن حدیث که نقل از پیمبر ست ********* مادرعزیزمان که منظومه ای ماندگارازذکروهمه خصائل نیکوبود،آرام وعارفانه سربرآستان حق نهاد. امیدآنکه او در دامان رحمت وربوبیت خداوندبیاساید و مهرپرورندگی اش بازهم بدرقه راهمان باشد.
سلام دوستان عزیزم عیدتان مبارک امیدوارم همه سال نو را با شادابی و تندرستی و موفقعییت اغاز کرده باشید دوستان عزیزم مدتی بود مطلبی ننوشته بودم و یا به دوستان سر نمیزدم شرمنده همه دوستان هستم بخاطر مشغله کاری واسترسی که بخاطر این که مطمئن نبودم که ایا امسال خدا با من یار است و من میتوانم امسال به مسافرت دوری که امکانش ۵٪ هم نبود بروم؟ ایا خدا این ارزوی درونی ام را براورده میکند یا نه ؟ که روز اخر اسفند را با ناامیدی کامل به شمال ایران مسافرت کردم برای این که اصلا امیدی به دادن ویزا برای المان را نداشتم . دوستان الان اینقدر خوشحالم که اصلا نمیتوانم احساس درونی ام را وصف کنم . در راه شمال بودم که دوستم به من تلفن زد و خبر از دادن ویزام داد . نمیدانید بین زمین و اسمان بودم یک هدیه خدادای ان هم عید . خدایا قلبا شکرت . شکر بخاطر این همه کرمت و لطفت . دوستان عزیزم من به المان میروم که خواهرم را ببینم بعد از ۷ سا ل اگر شما بودید چه احساسی داشتید ؟؟؟؟؟؟؟ امیدوارم سال نو برای شما هم بخوبی شروع شده باشد و به ارزوهای قلبی تان برسید . به امید دیدار دوستان عزیزم |
About![]()
تقدیم به بهترین خواهر دنیا (شیوا) Archivesهفته اوّل تیر 1388هفته چهارم خرداد 1388 هفته دوم خرداد 1388 هفته اوّل فروردین 1388 هفته چهارم دی 1387 هفته سوم دی 1387 هفته دوم دی 1387 هفته اوّل دی 1387 هفته چهارم آذر 1387 هفته دوم آذر 1387 هفته اوّل آذر 1387 هفته چهارم آبان 1387 هفته دوم آبان 1387 هفته چهارم مهر 1387 هفته سوم مهر 1387 هفته دوم مهر 1387 هفته اوّل مهر 1387 هفته چهارم شهریور 1387 هفته دوم شهریور 1387 هفته اوّل شهریور 1387 هفته چهارم مرداد 1387 هفته سوم مرداد 1387 هفته دوم مرداد 1387 هفته اوّل مرداد 1387 هفته چهارم تیر 1387 هفته سوم تیر 1387 هفته اوّل تیر 1387 هفته چهارم خرداد 1387 هفته سوم خرداد 1387 هفته دوم خرداد 1387 هفته اوّل خرداد 1387 هفته چهارم اردیبهشت 1387 هفته سوم اردیبهشت 1387 هفته اوّل اردیبهشت 1387 هفته چهارم فروردین 1387 هفته دوم فروردین 1387 هفته چهارم اسفند 1386 هفته سوم اسفند 1386 هفته چهارم بهمن 1386 هفته سوم بهمن 1386 هفته دوم بهمن 1386 هفته اوّل بهمن 1386 هفته سوم دی 1386 هفته دوم دی 1386 هفته چهارم آذر 1386 هفته دوم آذر 1386 هفته اوّل آذر 1386 هفته چهارم آبان 1386 هفته سوم آبان 1386 هفته دوم آبان 1386 هفته اوّل آبان 1386 هفته چهارم مهر 1386 هفته سوم مهر 1386 هفته دوم مهر 1386 هفته چهارم شهریور 1386 Links
دوست یابی در غربت ساسان عزیزم |