به او بگویید دوستش دارم، به او که قلبش به وسعت دریاییست که قایق کوچک دل من درآن غرق شده، به او که مرا از این زمین خاکی به سرزمین نور و شعر و ترانه برد، و چشمهایم را به دنیایی پر از زیبایی باز کرد.
+نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت9:35 قبل از ظهرتوسط سارا و سحر |
|
شب برای چیدن ستاره های قلبت خواهم آمد. بیدار باش من با سبدی پر از بوسه می آیم و آن را قبل از چیدن روی گونه هایت می کارم تا بدانی ای خوبم دوستت دارم.
ادامه مطلب
+نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت9:32 قبل از ظهرتوسط سارا و سحر |
|