تبليغاتX
غربت من

غربت من

تنهایی

       از بلاکفا  سحرخانم     

                      

بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد

مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد

تو که رفتی همه ی ثانیه ها سایه شدند

سایه در سایه آن ثانیه ها خواهم مرد

شعله ها بی تو ز بیرنگی دریا گفتند        

موج در موج در این خاطره ها خواهم مرد

گم شدم در قدم دوری چشمان بهار

بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد

 

 

 

رفتی خاطره های تو نشسته تو خیالم
بی تو من اسیر دست آرزو های محالم
یاد من نبودی امامن به یاد تو شکستم
غیر تو که دوری از من دل به هیچ کسی نبستم
هم ترانه یاد من باش بی بهانه یاد من باش
وقت بیداری مهتاب عاشقانه یاد من باش
اگه باشی با نگاهت میشه از حادثه رد شد
میشه تو آتیش عشقت گر گرفتن بلد شد
اگه دوری اگه نیستی نفس فریاد من باش
تا ابد تا ته دنیا تا همیشه  یاد من باش...

 

 

 

+نوشته شده در جمعه چهارم آبان 1386ساعت1:1 بعد از ظهرتوسط سارا و سحر | |

 

چنديست كه بيمار وفايت شده ام .

 در بستر غم چشم به راهت شده ام

اين را تو بدان اگر بميرم روزي ،

 مسئول تويي كه من فدايت شده ام .

 

هميشه سعي كن عاشق كسي باشي كه لايق عشق تو باشد نه تشنه عشق تو .

 چون تشنه روزي،

 از عشق تو سيراب مي شود

 

اگه يه هم زبون مي خواي

 يه يار مهربون مي خواي

 يكي كه حيرونت كنه

جونشو قربونت كنه

اصلا روي من حساب نكن   

    

     

خيلي سخته توي پائيز با غريبي آشنا شي

اما وقتي كه بهار شد يه جوري ازش جدا شي خيلي سخته بري يكشب واسه چيدت ستاره وقتي كه رسيدي اونجا ببيني روز شد دوباره

 

 

محسن 01:57:38 تاريخ  2007-10-22    

 

+نوشته شده در سه شنبه یکم آبان 1386ساعت9:14 بعد از ظهرتوسط سارا و سحر | |