تبليغاتX
غربت من

غربت من

تنهایی

 

باران عشق

 

آن دم که باران می بارید و قطره های آن بر روی گونه ام مینشست تو را یافتم!

 

تو همان قطره بارانی بودی که بر روی چشمانم نشستی ، قطره ای پر از محبت و

 

عشق!

 

آن لحظه احساس کردم آن قطره ، قطره اشکم است که از چشمانم سرازیر شده !

 

اما آن یک قطره باران بود ، قطره بارانی که مرا عاشق کرد....

 

از آن لحظه هر زمان باران می بارید به زیر باران میرفتم بدون هیچ چتر و سرپناهی ...

 

باران می بارید و من خیس خیس در زیر قطره هایش می نشستم تا دوباره تو را

 

احساس کنم....

 

یک لحظه بغض گلویم را گرفت و قطره های اشک از چشمان سرازیر شد ....

 

قطره های اشکی که بوی باران میداد !

 

گویا یکی از آن قطره های اشک ، همان قطره باران بود که در چشمانم نشسته بود!

 

احساس کردم چشمانم عاشق شده اند ، عاشق باران و لحظه های بارانی...

 

حس غریبی بود .....

 

حسی که میگفت این قطره های اشک فرشته ایست که از آسمان بر گونه های من

 

میریزد....

 

یک لحظه چشمانم را به آسمان دوختم ، در میان شاخه های درختی که در زیر آن

 

ایستاده بودم تو نشسته بودی و چشمان خیست را به من دوخته بودی...

 

تو بودی که اشک میریختی و قطره های اشکت همراه با باران بر گونه های من

 

میریخت....

 

آری آن قطره از اشکهای تو بود نه از  قطره های باران!

 

آن زمان بود که عاشق باران شدم ، عاشق تو و لحظه های بارانی ....

 

 

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت0:23 قبل از ظهرتوسط سارا و سحر | |

 

مادرم به اندازه تعداد ستاره گان اسمان دوستت دارم

روزت مبارک

 تولد بانوی گرامی اسلام فاطمه زهرا (س)به همه مسلمین جهان تبریک عرض میکنیم

 

 

 

بارونو دوست دارم هنوز


Barono doost daram hanoz
I still like the rain
چون تو رو یادم میاره
Chon to ro yadam miare
Because it remember you for me
حس میکنم پیش منی
Hes mikonam ke pish mani
I feel you are with me ( or you are near me)
وقتی که بارون میباره
Vaghti ke baron mibare
When it rains
بارونو دوست دارم هنوز
Barono doost daram hanoz
I still like the rain
بدون چتر و سرپناه
Bedone chart o sarpanah
Without any umbrella and protection
وقتی که حرفای دلم جا میگیرند توی یه آه
Vaghti ke harfhaye delam ga migiranad toye ye ah!
when all my heart‘s words summarize in one ah! (sigh)

Refrain
شونه به شونه میرفتیم
Shone be shone miraftim
We were walking shoulder by shoulder
من و تو تو جشن بارون
Man o to to ghashne baron
(Me and you) in the rain ceremony
حالا تو نیستی و خیسه چشمای من و خیابون
hala to nisti va khise chashmhaye man o khiyabon
now you are not (with me or near me) and my eyes and street are wet) 2x

بارونو دوست داشتی یه روز
barono doost dashti ye roz
Someday you liked the rain
تو خلوت پیاده رو
To khalvate piadero
In the not crowd sidewalk
پرسه پاییزی ما
Parse paeeziye ma
Our autumn walk
مرداد داغ دست تو
Mordade daghe daste to
Your hot hands like the mordad*
بارونو دوست داشتی یه روز
Barono doost dashti ye roz
Someday you liked the rain
عزیز هم پرسه ي من
Azize ham parseye man
My dear fellow traveler (companion)
بیا دوباره پا به پام تو کوچه ها قدم بزن
Bia dobare pa be pam to kocheha gadam bezan
let’s walk again with me step by step in the avenues

 

مسافر باران

می خواهم تو را توصیف کنم اما چگونه؟ کلمات از وصف تو عاجزند . در قطره های لطیف باران و لابلای گلبرگهای گل سرخ و میان بالهای رنگارنگ شاپرک ها در جستجوی تو هستم . سراغت را از پرستو های مهاجر و قاصدکهای خوش خبر میگیرم و هر روز به دنبال رد نگاهت از کوچه های دلتنگی عبور و عطر یادت را دنبال می کنم . می دانم که تو همچون بهار تا ابد ماندگار و جاودانی.....

 

+نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387ساعت8:55 بعد از ظهرتوسط سارا و سحر | |