مادر
ساقه ای بودم، پیچیده بر آن قامت مهر ناتوان، نازک، ترد تندبادی برخواست، تکیه گاهم افتاد برگهایم پژمرد چشمهایم نشد از گریه سبک بار هنوز تو گذشتی و شب و روز گذشت این زمان ها به امیدی که تو برخواهی گشت پای هر پنجره، مات می نشینم به تماشا تنها چشم ها دوخته ام بر در و دیوار هنوز به نشیب آمدم اینک زفراز به تو نزدیکترم، می دانم یک ، دوروزی دیگر، از همین شاخه لرزان حیات پرکشم سوی تو می آیم باز دوستت دارم بسیار هنوز . . . دوستت دارم بسیار هنوز . . . تقدیم به مادر عزیزم چشم هایت شعری ناسروده بود شنیدم و از بر کردم. دست هایت قصه ای نانوشته بود خواندم و باور کردم. قلبت آوازی نخوانده بود نشستم و ترانه سر کردم ای مادر ..................
ترد تندبادی برخواست، تکیه گاهم افتاد برگهایم پژمرد
چشمهایم نشد از گریه سبک بار هنوز تو گذشتی
و شب و روز گذشت این زمان ها به امیدی که
تو برخواهی گشت پای هر پنجره،
مات می نشینم به تماشا تنها چشم ها دوخته ام
بر در و دیوار هنوز به نشیب آمدم اینک زفراز
به تو نزدیکترم، می دانم یک ، دوروزی دیگر،
از همین شاخه لرزان حیات پرکشم سوی تو می آیم باز
دوستت دارم بسیار هنوز . . . دوستت دارم بسیار هنوز . . .
تقدیم به مادر عزیزم
چشم هایت شعری ناسروده بود
شنیدم و از بر کردم.
دست هایت قصه ای نانوشته بود
خواندم و باور کردم.
قلبت آوازی نخوانده بود
نشستم و ترانه سر کردم
ای مادر ..................
+نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت10:34 بعد از ظهرتوسط سارا و سحر | |
تقدیم به بهترین خواهر دنیا (شیوا)
Home Email Night Skin
غريبه آشنا دوست یابی در غربت ساسان عزیزم شادی عزیز م Specific فتو نایت آپلود عکس گالری عکس کد موسیقی لایت قالب های نایت اسکین کاربران آنلاین: بازديدها : Design by : Night Skin آمار